صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
اوای گیتار کلاسیک | ||||||
|
سلام اگر خواستید که اهنگ وبلاگ من را دانلود کنید میتوانید از ادرس زیر استفاده کنید
http://sound-code.majiddownload.com/90-2/1389716256.mp3 [ سه شنبه 20 دی1390 ] [ 22:52 ] [ امیر رضا ]
بیو گرافی شادمهر عقیلی بچه خیابان هاشمی تهران " اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده "متولد هفتم بهمن ماه 1351 ادامه مطلب [ چهارشنبه 27 مهر1390 ] [ 14:31 ] [ امیر رضا ]
اگر شما آهنگساز یا نوازنده ای حرفه ای باشید، اگر از علاقمندان به موسیقی کلاسیک باشید، اگر گیتاریست، ویولونیست، پیانیست و یا حتی نوازنده ای فولکلور باشید، اگر هنرجوی گیتار هستید و یا حتی تصمیم به فراگرفتن این ساز دارید، به طور یقین شما سگویا را می شناسید.او در 21 فوریه سال 1893 در دهکده ای بنام لینارس (Linares)، از توابع گرانادا، در اسپانیا بدنیا آمد. پدرش وکیل معروف دادگستری بود که دوست داشت پسرش به حرفه و پیشه او روی بیاورد. بنابراین تا جائیکه امکان داشت، سعی می کرد سابقه فرهنگی درخشانی برای او به جای بگذارد، از این رو برای او معلم سرخانه پیانو و ویولن گرفت. ادامه مطلب [ چهارشنبه 20 مهر1390 ] [ 19:43 ] [ امیر رضا ]
ابراهيم حامدي ملقب به ابي ، متولد ۱۳۲۹خرداد ماه سال يكهزار و سيصد و بيست و هشت خورشيدي در خيابان فوزيه تهران است . برای خواندن کامل بیو گرافی به ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب [ جمعه 14 مرداد1390 ] [ 15:13 ] [ امیر رضا ]
فریدون فروغی 9بهمن 1329 هجری خورشیدی در تهرانچشم به جهان گشوداو آهنگساز، نوازنده گیتار، پیانو، درامز، شاعر و خوانندهٔ ایرانی بود. او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی است. او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل تهران متولد میشود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار میپرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار میآمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند. او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن استاد و با توجه به علاقهای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین میآموخت اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپهای شبانه تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافههای معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد. درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی میگردد و با یک بار زمزمه کردن ترانهها، خسرو هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نامهای «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبانخانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا میکند. همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانهای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتورهچی آشنا میشود و با او ازدواج میکند. سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودیهای شورانگیز و تکاندهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا میکند که شاخصترین آنها نماز یا نیاز است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانهای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک میگردد. درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا میشود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا میکند. فریدون فروغی همیشه مورد بی مهری بی خردان بود و هست ، از یاد نمی برم زمانی که مجله بی محتوای "جوانان "در سالهای دور با تیتر درشت در صفحه ی پر خواننده اش نوشت : فریدون فروغی عربده می کشد یا آواز می خواند ؟!...او راه خودش را رفت و آنان که باید ، قدر او را میدانستند اما ... و باز از یاد نمی برم تلاشش را برای دریافت مجوز اما پس از مرگش به کاست او مجوز دادند. چند ماه پس از فوت فریدون فروغی فیلم مستندی از زندگی وی در خانه ی هنرمندان به نمایش در آمد که مغایر بود با آنچه که بیننده انتظارش را می کشید ! فیلمی بود برای شهرت سازنده ی فیلم نه برای معرفی این عزیز از دست رفته ماهی خسته ،فریدون فروغی بگوئید بر گورم بنویسند زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت مهربان بود ولی مهر نورزید طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد و خلاصه بنویسید: زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
[ پنجشنبه 9 تیر1390 ] [ 14:18 ] [ امیر رضا ]
بیو گرافی موتزارت موسیقی موتزارت تاثیر شگرفی بر روح انسانمیگذارد. اصولا فعالیتهای نوابغ و هنرمندانبیشتر از آنکه عامه پسند باشند مورد توجه افراداهل فن قرار میگیرد، اما در ارتباط با موتزارتباید گفت: این موضوع صادق نیست. زیرا روحموسیقیموتزارت در همه جا محسوس است وآثار او برای همه مردم قابل درک و هضممیباشد. موسیقی موتزارت حتی در پیچیدهترینقسمتها برای عوام قابل شنیدن است و به هیچوجه باعث آزار نمیشود، اما واقعا چرااینگونهاست، در جواب باید متذکر شد که درموسیقی موتزارت علاوه بر رمز و راز، سادگی درعین پیچیدگی احساس میشود و این سادگی وزیبایی برای همه قابل درک است. در مجموعباعث میشود که موتزارت غنی و دلچسب به نظرمیرسد اما نه دلچسب مانند بسیاری از ترانههایپاپ و مدرن امروزی که عمری کمتر از دو یا سهماه دارند. زندگی موتزارت (ولفگانگ آمادئوس) موتزارت آهنگسازاتریشی از نابغههای موسیقی و از بزرگترینآهنگسازان موسیقی کلاسیک بود. او در 27ژانویه 1756 در سالزبورگ که یکی از مراکزهنری و فعالیتهای مهم موسیقی اروپا بود درخانوادهای هنرمند به دنیا آمد.
پدر ولفگانگ میدید فرصتهای فرزندش بهعنوان یک آهنگساز با استعداد در سالزبورگ ازبین میرود، او تصمیم گرفت برای ولفگانگ درجای دیگر شغلی بیابد. لذا ولفگانگ به همراهمادرش به مونیخ و مانهایم رفت اما هیچ شغلیبهدست نیاورد. او بیش از 6 ماه در مانهایم ماند وآهنگ هایی برای فلوت و پلانو نوشت و در آنجاعاشق دختری زیبا و بنام آلوئیزاوبر شد.
پدرش به فکر افتاد پسر و همسرش را به پاریسبفرستد، اما متاسفانه ولفگانگ از محیط رسمی وخشک پاریس خوشش نیامد. لئوپولد به او گفتکه باز گردد چرا که در شهر خودش شغل بهتریبرایش پیدا کرده بود. مادر در پاریس فوت ویژگیهای موسیقی موتزارت موسیقی و شخصیت خود موتزارت شگفتانگیزبوده است. دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند کهماهیهای دریای اژه در سواحل یونان با شنیدنموسیقی موتزارت استرس کمتری دارند و میلجفتگیری در آنها بیشتر میشود. گاوهای شیرده باشنیدن موسیقی موتزارت شیر بیشتری تولیدمیکنند. حتی موسیقی موتزارت بر روی انسانها نیز تاثیرمثبت میگذارد. در سلولهای زندانیهایجنایی موسیقی موتزارت پخش میشودتا بهآرامش برسند. درایستگاههای متروی نیویورکاز بلندگوها صدای موسیقی موتزارت به گوشمیرسد تا تاثیر مثبت و آرامبخش بر رویافرادی بگذارد که بیصبرانه منتظر رسیدنمتروی بعدی هستند.
مجموع آثار موتزارت 656 موسیقیمیباشد که چندین اثر او در طول جنگهایمتعدد از بین ر فته است. در ذیل به چند اثرمعروف او اشاره میکنیم:
[ جمعه 3 تیر1390 ] [ 16:7 ] [ امیر رضا ]
لودویگ وان بتهوون (متولد ۱۶ دسامبر ۱۷۷۰ – فوت ۲۶ مارس ۱۸۲۷) یکی از موسیقیدانان برجسته آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. وی یکی از بزرگترین و تأثیر گذارترین شخصیتهای موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دوره رومانتیک بود. بتهوون به عنوان بزرگترین موسیقیدان تاریخ همیشه مورد ستایش قرار گرفته. آوازه او موسیقیدانان، آهنگسازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده. در میان آثار شناخته شده وی میتوان از سنفونی نهم، سنفونی پنجم، سنفونی سوم، سونات پیانو پاتتیک، مهتاب و هامرکلاویر، اپرای فیدلیو و میسا سولمنیس نام برد. در دوره آغازی (که تقریباً از سال ۱۸۰۲ آغاز میشود) کارهای بتهوون تحت تأثیر هایدن و موتزارت بود، در حالی که در همان زمان مسیرهای جدیدتر و به تدریج دید وسیعتری در کارهایش را کشف میکرد. بعضی از آثار مهم وی در دوران آغازی: سنفونیهای شماره ۱ و ۲، شش کوارتت زهی، دو کنسرتو پیانو، دوازده سونات پیانو (شامل سوناتهای مشهور پاتِتیک و مهتاب).
دوره میانی
دوره پایانی دوره پایانی فعالیتهای بتهوون در سال ۱۸۱۶ آغاز شد. آثار دوران پایانی بسیار قابل ستایشند و آنها را میتوان عمیقاً متفکرانه و بسیار بیانگر سیمای شخصی بتهوون توصیف کرد. همچنین بیشترین ساختار شکنیهای بتهوون را در آثار این دوره میتوان یافت (به طور مثال، کوارتت زهی شماره ۱۴ در دو دیِز مینور دارای ۷ موومان است، همچنین بتهوون در آخرین موومان سنفونی شماره ۹ خود از گروه کُر استفاده کرده). آثار برجسته این دوره: سونات پیانوی شماره ۲۹ هامرکلاویر، میسا سولمنیس، سنفونی شماره ۹، آخرین کواتتهای زهی (۱۲ - ۱۶) و آخرین سوناتهای پیانو (۲۰ - ۳۲). بتهوون در این زمان شنوایی خود را به طور کامل از دست داده بود. شخصیت بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد میکرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی میکرد. بسیار تغییر مکان میداد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگیاش را تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بیدقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت. موسیقی بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصی اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را میتوان در اکثر شاهکارهای بتهوون که بعد از یک دشواری سخت در زندگیاش پدید آمدند یافت. بتهوون در سال ۱۸۰۲ در هایلیگنشتاد (روستایی خارج از وین) وصیت نامهای خطاب به دو برادرش نوشته که به وصیتنامه هایلیگنشتاد معروف است. پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش از ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ سمفونی عظیم شماره ۳ خود به نام اروئیکا را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی است تصنیف کرد. طی مبارزه چند سالهاش برای قیمومیت کارل، بتهوون کمتر آهنگ ساخت و وینیها شروع به زمزمه کردند که کار او تمام است. بتهوون شایعات را شنید و گفت: «کمی صبر کنید، بزودی چیزی متفاوت خواهید فهمید» و اینطور شد. بعد از ۱۸۱۸ مسائل داخلی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشد و بعضی از بزرگترین آثارش: میسا سولمنیس، سنفونی شماره ۹، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتتهای زهی را به وجود آورد. او از سال ۱۸۰۰ به ناشنوایی تدریجی خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمیتواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما حتی آن هم نتوانست مانع جدیای برای بتهوون باشد. آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آنها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته میدانند.بتهوون را بزرگترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو میدانند. مرگ بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود، مخصوصاً بعد از سن ۲۰ سالگی، زمانی که درد شکم شروع به آزار دادنش کرد. اما علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک سری روابطه عشقی از جمله آنها بود. در سال ۱۸۲۶ سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ از دنیا رفت. در آن زمان تصور میشد مرگش به دلیل مرض کبد بودهاست، اما تحقیقات اخیر بر اساس دستهای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده، نشان میدهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی بوده (مقدار سرب خون بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود). احتمالاً منبع این سرب از ماهیهای رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب که برای شیرین کردن شراب استفاده میشود بوده. بعید است ناشنوایی بتهوون به خاطر مسمومیت از سرب بوده باشد، برخی از تحقیقات نشان میدهد که اختلال در پادتن سیستم دفاعی بدن و دچار شدن به بیماری لوپوس منتشر، عامل آن بودهاست
[ سه شنبه 31 خرداد1390 ] [ 14:3 ] [ امیر رضا ]
بیو گرافی لی لی افشار لی لی افشار، متولد ۱۳۳۸ در تهران، از ده سالگی فراگیری گیتار را آغاز کرد . وی با درجه لیسانس و فوق لیسانس موسیقی در رشته نوازندگی گیتار از "کنسرواتوآر بوستون" و "کنسرواتوآر موسیقی نیوانگلند" فارق التحصیل شد و نخستین زنی در جهان بوده که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شده است خانم افشار مدتی نیز در "مرکز هنرهای تجسمی بنف" و "فستیوال موسیقی اسپن" تحصیل کرده و دیپلم افتخاری "آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا" ایتالیا نیز به وی اعطاء شده است او مدارک دیگری نیز در نوازندگی گیتار از کنسرواتوار موسیقی بوستون، نیوانگلند، دانشگاه ایالتی فلوریدا دارد. وی در مرکز آموزش هنرهای زیبای بناف (Bnaff) تحصیل کردهاست. دارای مدارک افتخاری از آکادمی موسیقی کیجیانا واقع در شهر سینای ایتالیا است.لیلی افشار یکی از دوازده نوازنده بینالمللی گیتار بود که برای نواختن حضور آندرس در کلاسهای پیشرفته وی، در "دانشگاه کالیفرنیای جنوبی" انتخاب شد . آن موقع بود که پس از این کلاس ماتسرو سگویا در مصاحبه ای که در اخبار شامگاهی "ان بی سی" حضور یافت در خصوص افشار پیش بینی کرد: او روزی به نوازنده ای معروفی تبدیل خواهد شد. {She will be a beautiful celebrity} علاقه او به موسیقی معاصر منجر شد که از نخستین اجرا کنندگان آثار "رضا والی"، " گری آیستر"، "گرارد روژد"، "لوریس چوبانیان"، "آرن ملنس"، "کامران اینجه"، "باربارا کولب"، "مرلین زیفرین" و "سالوادور بروتونس" از میان دیگران باشد. وی کنسرتهای متعددی در کشورهای ایران، آمریکا، انگلستان، ایرلند، کانادا، فرانسه، دانمارک، ایتالیا، آفریقا، نیوزیلند، استرالیا و آمریکای جنوبی برگزار کرده، همچنین در "ویگمور هال لندن" ، "مرکز هنرهای اجرایی کندی" ، "فستیوال موسیقی گرند تیتن"، "فستیوال موسیقی اسپن"، "مدرسه هنرهای تجسمی بنف"، "فستیوال موسیقی منتون" و "آکادمی آمریکیایی در رم" نواخته است. روزنامه واشنگتن پست لیلی افشار را "فوق العاده معصوم، عالی و بی عیب و نقص و قابل توجه" توصیف کرده است . او همچنین بعنوان بهترین گیتاریست کلاسیک زن برنده جایزه "ارویل ایچ. گیبسن" شده است.آلبومهای لیلی افشار از "۲۴ کاپریچوی گویا" اثر "کاستل نوئوو-تدسکو" ، "ساغر (تنگی می لعل)" ، "مسخ" و آخرین آنها "گذر در نوا" که توسط نشر کارگاه موسیقی منتشر شده اند. همچنین کتابی با عنوان "پنج آواز محلی ایرانی" منتشر و مقالههای لیلی افشار درباره کاستل نوئوو-تدسکو و فرانسثیسکو به چند زبان در نشریات "Gitarre & Laute" "I1 Fronimo" ,"Guitar Review" چاپ و منتشر شده اند. لی لی افشار کرسی پروفسوری خود را برای "دانشگاه ممفیس" در سال ۱۹۸۹ بدست آورد و هجده سال است برنامه لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار در دانشگاه ممفیس را اداره میکند، که در آنجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال ۲۰۰۰ به وی تعلق گرفته است .
جوایز و افتخاراتجایزه استاد برجسته دانشگاه ممفیس در سال ۲۰۰۰
Tennessee Arts Commission Individual Artist Fellowship Award in Music The National Endowment for the Arts Recording Award Top Prize in the Guitar Foundation of America Competition Grand Prize in the Aspen Music Festival , Guitar Competition First Prize in the Music Teachers' National Association آلبومهای موسیقیآلبوم هایی که از لیلی افشار توسط کارگاه موسیقی در ایران منتشر شده است عبارتند از:
منابع www.lily afshar.com
[ شنبه 28 خرداد1390 ] [ 14:4 ] [ امیر رضا ]
نام اصلی او ماسانوری تاکاهاشی است و در چهارم فوریهی پنجاه سال پیش در شهر تویوهاشی و در خانوادهای روستایی به دنیا آمده است. [ جمعه 27 خرداد1390 ] [ 11:41 ] [ امیر رضا ]
![]() Bryan Adams بعد از اولين تكخواني در سال 1980افزون بر 45 ميليون نسخه از آلبومهاي برايان در سراسر دنيا به فروش رسيده است و اينها منهاي هزاران كنسرت رنگارنگ است .برايان ادامز متولد نوامبر 1959 در ونكوور كاناداست.وي در 16 سالگي ترك تحصيل كرد و اولين گروه موسيقي خود بنام شوك را تشكيل دادو به اجراي برنامه پرداخت.در سال 1977 به گروه نيمه موفق سوييني تاد پيوست و در تهيه و اجراي دو آلبوم با آنها همكاري كرد.بعد از جدايي از اين گروه با همكاري تنگاتنگ بروس آلن به عنوان مدير و جيم والانس ترانه سراي چيره دست و حرفه اي آن دوران به تكخواني ادامه داد. اولين ترانه او EPONYMOS نخستين حضور هنري وي است كه با همكاري شركت معتبر A&Mكانادا به بازار عرضه شد. با اين وجود آلبوم تاثيرگذار و موفقي از كار در نيامد. در سال 1981 با ترانه YOU WANT IT YOU GOT IT بدل به يكي از خوانندگان مطرح روز شد. ترانه CUTS LIKE AKNIFE در سال 1983 در كمتر از يك سال بيش از يك ميليون نسخه فروش داشت و ترانه STRAIGHT FROM THE HEART جزو ده ترانه برتر قرار گرفت و صدرنشين جدول بيل بورد گرديد برايان بعد ازآمريكا به همراه گروهش به اروپا ، ژاپن و استراليا سفر كرد. آلبوم RECKLESS آدامز در سال 1984 به بازار موسيقي عرضه شد و ترانه HEAVEN از اين آلبوم در فيلم شبي در بهشت محصول كمپاني فوكس قرن بيستم كه كاري ارزنده و قابل تحسين از آدامز به شمار ميرود به عنوان ترانه برتر سال در آمريكا و 6 ترانه ديگر اين البومبه عنوان پرفروشترين ترانه هاي كانادا به ثبت رسيدند. پس از ان برايان ادامز در كنسرت فيلادلفيا كه در راستاي كمكهاي انساندوستانه به قحطي زدگان اتيوپي ترتيب داده شده بود شركت كرد و با همكاري يك گروه سوپراستار كانادايي به نام NORTHERN در جولاي 1985 اقدامي انساني را در كارنامه هنري خود ثبت كرد. آلبوم RECKLESS وي تا دو هفته به عنوان آلبوم برتر آمريكا معرفي شد و آدامز جوايز متعددي را در اين زمينه دريافت كرد كه ميتوان به جايزه JUNO در كانادا كه همتراز جايزه GRAMMY در آمريكا است اشاره كرد. آلبوم بعدي آدامز INTO THE FIRE نام دارد كه در سال 1987 نزديك به يك ميليون نسخه از آن در آمريكا فروش رفت و جزو جدول 10 TOP قرار گرفت. برايان تا اواسط سال 1988 وقت خود را صرف اجراي كنسرت در آمريكاي شمالي ، اروپا و ژاپن كرد و مهمترين برنامه وي اجراي كنسرت در آلمان شرقي بود كه در آن زمان كشوري كمونيستي بشمار ميرفت . در سال 1988 ستاره خوش سيماي موسيقي پاپ فعاليت هنري خود را صرف ساخت موسيقي فيلم كاديلاك صورتي با بازي كلينت ايستوود كرد و تا سال 1990 در فعاليتهاي انساندوستانه و دريافت جوايز متعدد نمود !!! حضور افتخاري در كنسرت بزرگ MOTHELY CRUE و ضبط آلبوم جديدش نيز در همين دوران انجام شد . سال 1990 همزمان با فروپاشي ديوار بزرگ برلين در كنسرت بزرگ راجر واترز و گروه PINK FLOID كه با حضور ستارگان بزرگ موسيقي پاپ و راك انجام شد شركت كرد. يكسال بعد برايان نسخه جديدي از يكي از ترانه هاي مشهور مايكل كامندپد بنام I DO IT FOR YOU براي فيلم مشهور رابين هود :شاهزاده دزدان با بازي كوين كاستنر اجرا كرد كه بعنوان ترانه شماره يك آمريكا ، انگلستان و كانادا معرفي شد . فروش 380000 كپي از اين آلبوم در مدت يك هفته ركوردي بي نظير را در تاريخ موسيقي پاپ بر جاي گذاشت . اين موفقيت زمينه را براي عرضه آلبوم WALKING THE NEIGHBOURS فراهم نمود و اين ترانه در انگلستان به مدت 16 هفته ترانه شماره يك لقب گرفت و ركوردي جهاني را براي برايان آدامز به جاي گذاشت . در مدت كمتر از دو ماه افزون بر پنج و نيم ميليون نسخه از آلبوم به فروش رفت و در 10 كشور جهان لقب ترانه شماره يك را از آن خود ساخت و قريب به 10 ميليون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت . برايان در خلال سالهاي 1992 تا 1994 به اجراي تورهاي بين المللي پرداخت. در مكزيك نسخه اسپانيايي ترانه I DO IT FOR YOU را اجرا كرد و سپس آلبومي را به عنوان بهترينهاي خود به بازار عرضه كرد كه فروش 13 ميليوني را به دنبال داشت اين موفقيت آدامز مرهون ترانه PLEASE FORGIVE ME بود كه پيش از اين در آمريكا بعنوان ترانه شماره يك معرفي شده بود . آلبوم ديگر آدامز در همان سال ALL FOR LOVE نام دارد كه با همكاري مشترك استينگ و رود استيوارت به بازار عرضه شد . آدامز در نيمه سال 1994 آلبوم LIVE LIVE LIVE را ارايه كرد و يكسال بعد ترانه مشهور HAVE YOU EVER REALY LOVE A WOMAN را براي فيلم دون ژوان ماركو ساخت كه طبق معمول به مدت 4 هفته در آمريكا لقب ترانه شماره يك را به خود اختصاص داد . او در همان سال با همكاري باني ريت كنسرتي را اجرا كرد و در اواخر 1996 آلبوم 18 TILL I DIE را عرضه كرد و سبكي جديد از موسيقي پاپ � راك را بنيان گذاشت . اجراي اين آلبوم تا سال 1997 ادامه داشت و عاقبت دهمين آلبوم استوديويي وي با نام ON A DAY LIKE TODAY در پاييز سال 1998 عرضه شد . دو دهه فعاليت در عرصه موسيقي، فروش سرسام اور و جادويي در سطح جهاني ، برايان را همرديف بزرگان موسيقي جهان قرار مي دهد اما او متواضعانه مي گويد : من تنها يك نوازنده ساده باس هستم !!!ترانه هاي وي هميشه در سطح جهان به عنوان ترانه هاي برتر معرفي گرديده اند و از او چهره اي افسانه اي در وادي موسيقي به نمايش گذارده اند . ترانه I DO IT FOR YOU آدامز به عنوان يك ركورد در تاريخ موسيقي انگلستان به مدت 16 هفته ترانه شماره يك لقب گرفت و در آمريكا ترانه هاي HEAVEN ، I DO IT FOR YOU ،ALL FOR LOVE وHAVE YOU EVER REALY LOVE A WOMAN عنوان برترين ترانه دهاي سال را كسب كردند و در انگلستان نيز ادامز جايزه MBE را كه بالاترين نشان موسيقي است دريافت كرد . حضور وي در قعاليتهاي انساندوستانه گوياي شخصيت والاي انساني، دوست داشتني و بي پيرايه وي است. كنسرت يادمان PRINCE ، كمكهاي انساندوستانه به سياهپوستان آفريقا ، فعاليت در گروه صلح سبز GREEN PEACE و عفو بين الملل AMNESTY INTERNATIONAL و اجراي كنسرت براي آزادي نلسون ماندلا رهبر آزاديخواهان آفريقا و جمع آوري بيش از نيم ميليون امضا از هواداران جهت حفاظت از نسل والهاي منطقه اقيانوس جنوبي و ارسال نامه به دولت استراليا و هزاران فعاليت بشردوستانه ديگر ماحصل عملكرد برايان ادامز در عرصه فعاليتهاي اجتماعي است اخيرا برايان فعاليتها خود را بر روي تاسيس يك مركز درمان سرطان سينه متمركز نموده است . اختصاص يك ترانه، كمك در راه تامين هزينه درمان اين بيماري با همكاري مجله SELF در آمريكا و برگزاري كنسرت و جمع اوري يك ميليون دلار جهت افتتاح بخش درمان سرطان در بيمارستان عمومي سنت كاترين از جمله فعاليتهاي انساني اوست . در همين سال كتاب MADE IN CANADA كه شامل عكسهاي سياه و سفيد هنرمندان زن كاناداست توسط ادامز تهيه گرديده و به چاپ رسيد اين كتاب شامل عكسهاي بي نظيري از سلين ديون ، الانيس موريست ، جاني ميچل و � است كه با فروش بسيا بالايي روبرو گرديد و در مدت كوتاهي به چاپهاي بعدي نيز رسيد. برايان تمام عوايد ناشي از فروش كتاب را به بنياد سرطان كانادا هديه كرد . جوايز متعدد GRAMMY ، جايزه AMERICAN MUSIC و جوايز بيشمار در زمينه ترانه سرايي و تنظيم آهنگ و كانديداتوري جايزه آكادمي اسكار از افتخارات برايان آدامز است . در سال 1999 كمپاني يونيورسال دوازدهمين آلبوم برايان را با عنوان THE BEST OF ME يا بهترينهاي من را به علاقه مندان موسيقي ارايه كرد كه آخرين شاهكار برايان در دهه نود به شمار مي ايد و دو ترانه THE BEST OF ME و DON�T GIVE UP صدرنشين جدول BILLBORD شدند !!سال 1999 ادامز به همراه كيت اسكات گيتاريست و ميكي كوري طبال قريب به 130 كنسرت را در اروپا ، آفريقا و آسياي ميانه اجرا كردند كه مورد استقبال چشمگير علاقه مندان و هواداران وي قرار گرفت و در ژانويه 2000 با همكاري تينا ترنر به اجراي كنسرتي بيادماندني در كانادا پرداخت . آخرين شاهكار وي ساخت موسيقي متن انيميشن باشكوه SPIRIT است كه اثري زيبا و بيادماندني است . آينده روشني در انتظار ادامز است چرا كه او همچنان در عرصه موسيقي پيشتاز است . وي در ماههاي اخير به اجراي كنسرت در آمريكا ، استراليا ، ژاپن و اروپا ادامه داده است . به نظر مي رسد برايان آدامز در آستانه چهل و شش سالگي همچنان چهره اي جوان ، پرتحرك و تسخيرناپذير از خود ارايه مي دهد و اين نشان ميدهد كه ما همچنان بايد منتظر آلبوم هاي خارق العاده و اعجاب انگيز وي باشيم تا بعد [ جمعه 27 خرداد1390 ] [ 11:26 ] [ امیر رضا ]
1 بیوگرافی کریس دی برگ (Chris de Burgh) کریس دی برگ (Chris de Burgh) با نام اصلی کریستوفر جان دیویسون در ١٥ اكتبر سال ١٩٤٨ در آرژانتين متولد شد. پدرش 'چارلز ديويسون' ديپلمات انگليسی و مادرش 'ماوی اميلی دی برگ' منشی وزارت امور خارجه ایرلند بود. كودكی كريس دی برگ به خاطر شغل ديپلماتيك پدر به مسافرت و كسب تجربه در اين راه گذشت و به اين خاطر در كشورهای مختلفی مثل مالت، نيجريه و زئير بزرگ شد. هنگامی كه ١٢ ساله بود خانواده اش به Emerald Isle در ايرلند رفتند، جايی كه هنوز هم كريس دی برگ با همسرش دايان و سه فرزندش رزانا، هوبی و مايكل زندگی می كند.
[ پنجشنبه 26 خرداد1390 ] [ 21:59 ] [ امیر رضا ]
ياني کريسوماليس در 14 نوامبر سال 1954 (23 آبان 1333 ) در شهر کالاماتي يونان به دنيا آمد . و دوران کودکي و نوجواني اش را در شهر زيبا و کوهستاني کالاماتا گذراند. در سن چهارده سالگي به رشته شنا علاقمند شد و توانست رکوردي ملي در رشته شنا بري کشورش يونان بجا گذارد و تلاش گسترده ي بري رسيدن به رقابتهي المپيک نمود. در سال 1972 ميلادي (1351 شمسي) به آمريکا بري تحصيل در رشته مورد علاقه اش روانشناسي در مشهور ترين دانشگاه روانشناسي دنيا يعني مينسوتا رفت. پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه در يک گروه محلي راک در مينسوتا بنام کاملئون ( Chameleon) بعنوان نوازنده کيبورد آغاز بکار کرد. پس از آن کسي نميداند چه اتـفاقي بري ياني افتاد اما او اکنون صاحب استديوي شخصي است و بيش از 25 ميليون از آلبوم هي وي در دنيا بفروش رفته است. او تبديل شد به موسيقي داني مستـقـل با عقيد و تفکري منحصربفرد و به شهرت و محبوبيتي جهاني دست يافت و ين در حالي بود که ياني حتي قادر به خواندن و نوشتن ساده ترين نتهي موسيقي نيز نمي باشد ولي با تبحري خواص ساخته هي خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابدائي خود مينگارد. ياني قطعاتي کامل و زيبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکي انحصاري اجرا شده است اکثر آلبوم هي ياني توسط شرکتهي virigin records ويا EMI توليد تهيه وتوزيع ميشوند. ياني موسيقي هي بيشماري بري برنامه هي تلويزيوني و سينميي ساخته و همچنين قطعات تبليغاتي متعددي بري شرکتهي تجارتي – بازرگاني گوناگون خلق نموده است. او اوقاتش را بيشتر در لوس آنجلس و سياتل آمريکا ميگذراند و اکنون يک شهروند آمريکيي بشمار ميرود. او مدتها با خانم هنرمندي بنام ليندا يوانز همکاري صميمي داشت و در اويل سال 1998 ين ارتباط را پيان يافته اعلام کرد. ين ارتباط ظاهراً يک همکاري دوستانه بوده است.!! ياني از اويل سال 1998 تا ماه آوريل 1999 هيچگونه فعاليت توليدي کنسرت و توري را برگذار نکرد و به استراحت پرداخت. و در سال 2000 يکي از بي نظير ترين آلبوم هي خودش را ارائه داد در سبکي متفاوت از آلبوم هي گذشته اش... جالب ينست که تمام تنظيمات و تبديلات موسيقي ين آلبوم شخصاً و فقط توسط خود ياني در استديو شخصي خودش انجام شد ! ياني در هنگامي که بري ساخت آهنگ تمرکز ميکند به تلفنها پاسخ نميدهد و در آرامش کامل وسکوت مطلق بري آماده کردن ذهن خود به سر ميبرد و هيچکس را به ملاقات نمي پذيرد.! ياني تا بحال موسيقي به سبک کليسيي – مذهبي ارائه نکرده است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهيي جديد با تکيه به انديشه هي نو و جديد خود دارد. در قطعات Niki Nana و Aria موسيقي بر مبني يک اپري فرانسوي قديمي متعلق به قرن نوزدهم ميلادي بنام Lakme ساخته Leo Delibes مي باشد و اشعاري که در ين قطعات خوانده ميشود اکثراً اصوات آهنگين بوده و فاقد معني خاص ميباشند و بر خلاف تصور موجود بزبان فرانسوي نميباشند بجز قسمتهيي محدود که بزبان انگليسي هستند و در اشعار آلبوم ستيش ذکر شده اند. ياني آهنگي تبليغاتي را با همکاري مالکوم مکلارن ساخته است که سابقاً با گروه Pistols همکاري ميکرده است. ين آهنگ تغيير يافته يک اپرا است که با افزودن يک ترانه تکميل شده است و ين آهنگ که جرات آرزو يا Dare to Dream نام دارد بري شرکت هواپيميي بريتيش يرلينز ساخته شده است. ياني تميلات مذهبي ندارد و مخالف کليسي سنتي است او معمولا خيلي بندرت موسيقي گوش ميدهد و بگفته خود او موسيقي را صرفاً از يستگاههي راديويي گوش ميدهد. خواننده مورد علاقه او Peter Gabriel ميباشد و معتقد است که در سالهي اخير بجز موسيقي محمد رسول الله و... عيسي مسيح ... دکتر ژيواگو ... يندرا گاندي و چند قطعه محدود ديگر ... قطعه جالب توجهي نشنيده است. مادر و پدر ياني هر دو اهل يونان هستند ... مادر وي فليستا Felista و نام پدرش سوتيري Sotiri ميباشد . ياني قطعه هيي را بنام مادرش ساخته است و علاقه خاصي به کشور خود و مکانهي قديمي دارد. سالها پيش ياني با جازيست خود چارلي آدامز Charlie Adams آشنا شد و اولين کار خود را بنام بيرون از سکوت يا Out Of Silence در سال 1987 (1366 شمسي ) يه بازار عرضه کرد. ياني سالها پيش با شهرداد روحاني همکاري تنگاتنگي داشت و از تجربيات او استفاده فراوان برد و با همکاري شهرداد و با استفاده از دانش و تجربه او يکي از زيباترين کنسرتهيش را در شهر آکروپليس يونان و با رهبري شهرداد روحاني اجرا نمود.(شهرداد روحاني از موسيقي دانان بزرگ کشورمان يران است و حضور وي در عرصه موسيقي جهان افتخاري است بري يران) ياني در سال 2003 آلبومي متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسيقي به دنيا ثابت کرد. [ پنجشنبه 26 خرداد1390 ] [ 21:40 ] [ امیر رضا ]
داستان کولیهای جیپسی کینگ با لوس ریوز بزرگ خاندان ریوز شروع میشود مردی هنرمند که در کار جارت اسب همکار بی نظیری برای پدر Reyes" بود. لوس یکی از استادان چیره دست در نواختن گیتار به سبک فلامینگو "Rumba" و آوازخوانی بشمار میرفت او به صورت دوره گردی در خیابانها و کوچهها محبوبیتی بدست آورده بود سبک و سیاق زندگی جویز نشأت گرفته از کولیهای اسپانیایی بود با آیینها و ریشههای سنتی خاص آن مناطق. لوس علاوه بر همه این خصوصیات خانواده بزرگی داشت .5 پسر(نیکلاس، آندره، پاتیای، فرانکو و پال) و 6 دختر حاصل ازدواج او بود. او خیلی دوست داشت تا پسرانش نیز حرفه آبا و اجدادی او را بیاموزند به همین دلیل به محض اینکه پسرها به اندازه کافی بزرگ شدند او شروع به آموزش آنها کرد پسران نیز خیلی زود علاقه مند شدند. نیکلاس پسر لوس می گوید:" یک افسانه کولی هست که میگوید: وقتی زمان مرگ سردسته کولیها فرا میرسد او قبل از اینکه بمیرد زنان بادار قبیله را جمع می کند و برای آنها آواز میخواند و وقتی که اولین کودک بدنیا بیاید صاحب همان استعداد خواهد شد. دوران کودکیمان سرشار از شگفتی بود وقتی آنها روی صحنه میخواندند وقتی مردمی را میدیدیم که تا نیمههای شب دور آنها جمع می شدند و فریاد میزدند . هیجان زده میشدیم. ما میخواستیم مثل آنها باشیم، و خیلی سعی کردیم ، سیمهای زیادی پاره کردیم و دکمههای کی برد زیادی را شکستیم تا آموختیم. و حالا ما همان بچهها هستیم." [ پنجشنبه 26 خرداد1390 ] [ 15:18 ] [ امیر رضا ]
|
||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||